مهرساممهرسام، تا این لحظه: 7 سال و 8 ماه و 1 روز سن داره

مهرسام تک ستاره قلب ما

خاطرات اسفند زیبای 92

1393/1/8 16:56
نویسنده : نفس
481 بازدید
اشتراک گذاری

خداوندا سپاسگذارم در این سال 92  به ما بهترین و زیباترین نعمتت را ارزانی  داشتی و زندگی ما را دوچندان زیبایی بخشیدی .

خب حالا خلاصه ی خاطرات پایانی اسفند 92

20 اسفند برای اولین بار من وبابای تونستیم پسری را حمام ببریم قبلا زحتش را مادرجونا میکشیدند

22 اسفند آغاز نم نمک خانه تکانی که پسری کم اذیتم کرد و هرجا بخارشو میکشیدم مهرسام با روروئکش دنبالم میومد و با تعجب نگاه میکرد و یه سری سر و صدا میکرد که نیفهمیدم چی میگه  راجع به بخارشو. شباهم که کلا تا 2 نیمه شب بیدار بود گاهی 3 .و چند باری هم تو رورئکش خواب خرگوشی میرفت

27 اسفند پسرم 5 ماهگی را تمام کرد و به دوره زیبایی 6 ماهگی پا نهاد. در این روز زودتر هفت سین را چیدم.

28 ام رفتیم خونه مادر جون و بعد رفتیم بیرون خرید که به مغازه طلافروشی رفتیم مهرسام توی مغازه با دیدن طلا و جواهرات چنان جیغ بنفشی از سر ذوق کشید که همه مشتریان با خنده برگشت بهش نگاه کردند .چندتایی ماشالله گفتن.

خوب اینم عکسای مهرسام گل عشق مامان و بابا

مهرسام: آفرین مامان قلبدیدی گفتم نترس چشممن پسر خوبیملبخند

 

مهرسام : کار من تبلیغ فیروز نیست لبخندصرفا جهت حفظ آبروستچشمک

 لبخندلبخندلبخندلبخندلبخند          قلبقلبقلبقلبقلبقلب           لبخندلبخندلبخندلبخندلبخندلبخند

خب اینم هفت سین ما به مناسبت 5ماهگی زودتر آماده اش کردیم

هفت سین 93

جام هفت سین

انشالله سال 93 سالی خوب با برکت وشاد سلامتی برای همه ی ایرانیان عزیز باشه . و هرکس هرآرزویی داره بهش برسه آمین

حالا بریم عکسای 28 ام و پسری که آماده است بره خونه مادر جون

نفس ماماندوقلوهانی نی آبی پوش

خب حالا نوبت عکس لباسای عید فسقلی که قرار بود ایام عید بپوشه بابایی براش یه دست لباس ناز (بادی و شلوار) زرد بخاطر سپاهان برای پسری عیدی خرید و حساب براش باز کرد.

امید بابایی

به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست

خدایا شکرت

مرا آن ده که آن به

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان طاها کوچولو
21 فروردین 93 1:31
سلام خاله جون سال نو مبارک عزیزمانشاالله به همراه مامان و بابای عزیزت سال خوب و خوشی در کنار هم داشته باشینبه به چه لباس های خوشگلی دیگه پسرمون اقا شده دیگهعسل خاله مبارکت باشه خیلی بهت میاد همشون.دست بابایی درد نکنه.دوستت دارم پسر ناز
مامان آروین
27 فروردین 93 15:29
نازی خاله چه لباسای به شادی تن کنی بخورمت
نفس
پاسخ
مرسی